اصلا فکر نمیکردم زیر بارون اونطوری غافلگیر بشم ...
اصلا فکر نمیکردم زیر اون بارون شدید ......
راستشو بخوای اون موقع بجز خودم به هیچ چیز دیگه فکر نمیکردم ...
الآن هم نه یه قطره بارون میاد نه یه ابرسیاه که از اینورا رد بشه... حالا دیگه به همه چیز فکر میکنم بجز خودم ...
میخوای بری برو ولی حتما برگرد ...

نوشته شده توسط رضا در جمعه هفدهم خرداد 1387
|
غصه رو بی خیال دست به دست هم بسازیم فردا رو
ما با هم میتونیم زنده کنیم عشق و بکشیم غمها رو

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
|